بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد...

عاشق صدای شرشر باران
عاشق پنجره های خیس باران خورده و
عاشق کوچه های نمناک انتظار
من عاشقم...
عاشق شب های پرستاره و مهتابی
در کوچه پس کوچه های دلواپسی و دلتنگی
در انتظار دیدار یک آشنا
من عاشقم...
عاشق پاکی و معصومیت
عاشق نگاهی پاک و بی ریا
عاشق سبزی بهار و
عاشق تمام شقایق هایی که عاشقند
و در آخر من عاشقم...
عاشق تو
عاشق با تو بودن و
بدون تو من عاشق هیچ چیز نخواهم
بود....

+ تاريخ دوشنبه دوازدهم تیر 1391ساعت 20:51 نويسنده کیمیا |
می نویسم نامه و روزی از اینجا می روم
با خیال تو ولی تنهای تنها می روم


در جوابم شاید حتی نگویی کیستی
شاید حتی بگویی لایق من نیستی....

می نویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن....وقتی که دیگر نیستم....

+ تاريخ یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 0:0 نويسنده کیمیا |
پاییز را دوست دارم چون فصل غم است

غم را دوست دارم چون اشک دل است

دل را دوست دارم چون تو را دوست دارم....


تو را دوست دارم بی آنکه علتش را بدانم!!!!

+ تاريخ شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 18:38 نويسنده کیمیا |
دلم تاب رفتن ندارد...
و می خواهم همین جا بمانم و دلم را برایت بنویسم
در اینجا با سکوت شب...
سوسوی ستاره ها
و واژه هایی که در کنار پنجره می نشینند...
الفتی دیرینه دارم...
و شب هنگام برای درختانی که با گیسوی تو
از کوچه می گذرند،ترانه می خوانم

به روح زیبای عشق قسم
که مرا تاب رفتن نیست...
اگر تو در کنارم باشی
دست هایم را به آینه می سپارم
و آسمان را در دفتر شعرم جا می دهم...


+ تاريخ چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 12:0 نويسنده کیمیا |
ســــــــــــــلام
وااااااااااااااااای .امروز چه روز خوبیه
تولد کیمیا جونه
 
پس کادو هاتون کو؟؟؟؟
حالا اشکال نداره!
با نظراتون به کیمیا جون کادو بدید.
حالا یه شعر
خودم سرودم
 

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز
از آسمون فرستاد خدا یک ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم با چندتا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزار سال همین جشن رو بگیریم
بخاطر وجودت به افتخار بودن
تو این روز پر از عشق تو با خندا شکفتی
با یک گریه ی ساده ، به دنیا بله گفتی
ببین تو آسمونا پر از نور و پرنده است
تا تو هستی چشمات بهونه ست واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندست
واسه تولد تو باید دنیا رو آورد
ستاره رو سرت ریخت ، تو رو تا آسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
تولدت عزیزم پر از ستاره بارون
پر از بادکنک و شوق ، پر از آینه و شعمدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ، بیاد هزار تا مهمون

 
خوب میرسیم به شکلاتامون
 
حالا نوبت کادوی من
کیمیا جون دیگه ببخشید
گلی نمونده بود که نچینمش
 
حالا نوبتی هم باشه نوبته بزن و بکوبه
حالا دس دس
حالا دخترا رقص پسرا دس
حالا برعکس
پسرا رقص دخترا دس
بیخیال
 حالا مختلط
.........
......
....
...
 
 
خسته شدید؟؟
باشه
میریم سراغ کیک
از اونجایی که تعدادتون زیاده . کیک زیاد اوردم. جوگیر نشید
اولیشو میدیم پسرا بخورن
 
نه شوخی کردم
واقعا میریم سراغ کیک ها
 
 
 
تولد تولد      تولدت مبارک
تولد تولد      تولدت مبارک
همه شادیم و خوشحال
تولدت مبارک
بزرگ تر شدی یک سال
تولدت مبارک
تولد تولد       تولدت مبارک
 
تولد تولد       تولدت مبارک
خودت شاد و دلت خوش
چو گل پر خنده باشی
بیا شمع ها رو فوت کن
که صد سال زنده باشی
 
 
خلاصه......
کیمیا جونم ان شاالله
۱۲۰ سال زنده باشی
 
 
تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا یه آرزو کن ؛بعدش شمعاتو فوت کن

بیا کنار من باش

بیا هم نفسم باش

بیا با هم باشیم تا

بریم به اوج ابرا

برم شکر بگم امروز

شدم تو عشقت پیروز

مبارک باشه امروز

باشی هر روز پیروز

دلم رو به تو دادم

عزیزم هدیه امسال

دیگه هستی صاحبش

واسه هر روز و هر سال

ایشاالله باشه امسال

واست بهتر از هر سال

عزیزکـــــــــــــــــ،دلبرکـــــــــــــــــــــــ،تولدتــــــــــــــــــــــــ
مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 
 نــــــــــــــــــــازم ، دوستــــــــــــــ گــــــــــــل
مـــــــا ......تــــــــــــــا
تــــــــــــولــــــــــــد قشــــــنگـــتــــــــــــ
مبــــــــــــــارکـــــــــــــــــــ

+ تاريخ پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 0:0 نويسنده کیمیا |
مآدم ها دیواری می سازند و آن را بالا می برند اما همیشه جایی را برای پنجره باقی می گذارند*چون نسبت خود رابا نور می دانند.که قلبشان بی وجود نور نخواهد تپید...

من نیز دیوار می سازم و آن را بالا می برم اما همیشه همیشه جایی را برای تو باقی می گذارم*چون نسبت خود را با تو می دانم و نیز می دانم که قلبم بی وجود تو نخواهد تپید...و

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 21:9 نويسنده کیمیا |
 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن!

به این که من دوستت دارم حتی یه ذره شک نکن!

بذار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود*وگرنه ما کجا و عشق؟!؟

سرم تو لاک خودمو دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا این که پیدا شدی و گفتی از این چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس!

عشقمو دست کم نگیر*درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن!

به این که من دوستت دارم حتی یه ذره شک نکن!

هنوز یه قطره اشکتو به صدتا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا به خاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 21:9 نويسنده کیمیا |

این نسیم تازه جان آفرین

از کدامین باغ بر من می وزد؟؟

وز کدامین آسمان این آفتاب

کلبه ام را نور باران می کند؟؟

شب نتابد آفتاب*این عشق توست 

در حریم آن فضا پر می کشی

بازتاب آن صفای باطن است

این گل و نوری که در بر می کشی...

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 21:6 نويسنده کیمیا |

شبی غمگین*شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد...

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد...

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد...

و او هرگز شکستم را نفهید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد...

اگه جای اشکم بریزه خون

خدا خوب می دونه تو هم بدون:

دوستت دارم قدر تموم آسمون!

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 21:5 نويسنده کیمیا |
 

کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم...

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم...

برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد...

آفتاب دیدگانم سرد می شد...

آسمان سینه ام پر درد می شد...

ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد...

اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می زد...

و آه...چه قدر زیبا بود اگر پاییز بودم...

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم...

شاعری در چشم من می خواند*شعری آسمانی...

در کنارم قلب عاشق شعله می زد*در شرار آتش دردی نهانی...

کاش...

 

+ تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 21:1 نويسنده کیمیا |